دُروپا Dropa
سرگرمی و مقاله
با دلتنگی من اشنا میشم

تو می‌ری و می‌گی: «عادیه، می‌گذره»

من می‌مونم و یه دلِ بی‌خبره

یه شهرِ شلوغ، یه خونه‌ی ساکت

یه آدمِ خسته که هنوز منتظره

تو می‌ری و شب، اسمِ تو رو داره

تو می‌ری و می‌گی: «عادیه، می‌گذره»

من می‌مونم و یه دلِ بی‌خبره

یه شهرِ شلوغ، یه خونه‌ی ساکت

یه آدمِ خسته که هنوز منتظره

تو می‌ری و شب، اسمِ تو رو داره

هر خاطره‌م راهِ تو رو داره

می‌خندم، اما تهِ این خنده

یه بغضِ قدیمی گلو رو می‌فشاره

تو می‌ری و من، آروم‌آروم

از آدما، از خودم کم می‌شم

از هرچی شبیهِ توئه، هرچی

یه بویِ رفتن بده، رد می‌شم

نه گریه می‌کنم، نه داد می‌زنم

من درد رو بی‌صدا بلدم

یه‌جوری نبودنت رو می‌کشم

که خودم از خودم

تعجب کنم

شب‌ها که میاد و صدام نمی‌زنی

وقتی «برگرد» دیگه معنی نداره

اون‌جاست می‌فهمم نبودنت

چقدر ادامه‌دار و اجباریه

من با خودم، با خاطره‌هات

با هرچی از تو جا مونده، کم‌کم

به جایی می‌رسم که می‌فهمم

دیگه راهِ برگشتی نیست اصلاً

و اون‌وقت

نه یه‌هو

نه با گریه

نه با جنجال

آروم،

خیلی آروم

با دلتنگیِ من آشنا می‌شم

  • اشتراک گذاری
https://dropa.ir/?p=29
لینک کوتاه مطلب:
برچسب ها
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
دُروپا Dropa
سایت دروپا سرگرمی و اطلاعات عمومی برای شما است امیدوارم لذت ببرید و ما را با نظرات قشنگتون یاری دهید
آخرین نظرات
    ابر برچسب ها
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دُروپا Dropa " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.