
تا میاد اسمم روی لبت
یه چیزی ته دلت میلرزه، ولت میکنه
نگات میره، صدات عوض میشه
انگار یکی آروم یادت میده
چی شد و چرا گذشت و کی رفت
تا میاد اسمم روی لبت
سکوت میاد میشینه بینمون
نه من جرئت دارم بپرسم
نه تو دلت میاد بگی
اسم من هنوز
یهجور خاصی
گلوتو میگیره

















































