دُروپا Dropa
سرگرمی و مقاله
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک

بر زبان بود مرا آن‌چه تو را در دل بود

دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد

عشق می‌گفت به شرح آن‌چه بر او مشکل بود

آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است

آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود

در دلم بود که بی‌دوست نباشم هرگز

چه توان کرد؟ که سعی من و دل باطل بود

دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم

خم می دیدم، خون در دل و پا در گل بود

بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق

مفتی عقل در این مسأله لایعقل بود

راستی خاتم فیروزهٔ بواسحاقی

خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود

دیدی آن قهقههٔ کبک خرامان حافظ؟

که ز سرپنجهٔ شاهین قضا غافل بود

  • اشتراک گذاری
https://dropa.ir/?p=1784
لینک کوتاه مطلب:
برچسب ها
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

درباره سایت
دُروپا Dropa
سایت دروپا سرگرمی و اطلاعات عمومی برای شما است امیدوارم لذت ببرید و ما را با نظرات قشنگتون یاری دهید
آخرین نظرات
    ابر برچسب ها
    کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " دُروپا Dropa " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
    طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.