
دلم برات تنگ شده، اما نمیگم
میدونی چیه؟
بعضی وقتا دلم برات تنگ میشه،
اونقد که صدای خندهت تو گوشم زنگ میزنه

عزیز قلبم درسته که بعد از تو نمردم
اما تمام شدم از درد دلتنگی
خودت که نیستی و نمیدونی
ولی من هر روز و هرشب دارم تلاش میکنم

“کاش حرمتا یادمون نره…”
دلم گرفته…
نه از دنیا، نه از روزگار
از آدما دلم گرفته…
از اونایی که نمک میخورن و نمکدون میشکنن

مادربزرگم میگوید: قلب آدم نباید خالی بماند.
اگر خالی بماند، مثل گلدانِ خالی زشت است
و آدم را اذیت میکند.

گفتم مرا عاشق بدان ، گفتی دگر باشد مگر؟!
گفتم تو لیلای منی ،گفتی تو مجنونی مگر؟!
گفتم ندادی دل به من ، گفتی تو دلداری مگر؟!

دوستت دارم نه شلوغ، نه نمایشی، همینقدر
یه حسِ آرومِ موندنیِ دائمی، همینقدر
نه قولِ تا ابد میدم، نه حرفِ بزرگ،
کنارت باشم و کم نیارم، همینقدر
اگه دنیا یه روز از دنده چپ پا شد،
تو بخندی، حالم خوب شه، همینقدر
من از عشق توقع عجیبغریب ندارم،
دلت با دلم راه بیاد، همینقدر
بمون، نه برای همیشه، نه از سرِ اجبار،
بمون چون دلت خواسته، همینقدر

دلم یه عمره گیره تو این دلشوره، نگو دیره
اگه میتونی برگرد، هنوزم زوده، نگو دیره
نبودی و زمان با من لج برداشت،
جهان بیتو فقط یه مشت تکراره، نگو دیره
من از دنیا فقط یه راه بلدم،
برسم آخرش به تو هرجوره، نگو دیره
شبا با دلتنگی آشنا میشم،
اسم تو میاد، دلم میلرزه، نگو دیره
اگه یه ذره جا داری تو قلبت،
بذار این عشق دوباره جون بگیره، نگو دیره







































